تبليغاتX

پاتوق بچه های دلیجان - مقدمه ای از داستان ها و زبانزد های دلیجانی
وبلاگ خبري و فرهنگي شهرستان دليجان
درباره کتاب:
کار ميداني براي دفتري که پيش رو داريد عمري بيست ساله را در پي داشت. برگه‌ها، کتاب‌ها و يادداشت‌برداري‌ها پيرامون تهيه‌ي اين دفتر عرصه را بر نگارنده تنگ مي‌کرد و آرامش خاطر را از خانواده مي‌گرفت. اين مهم نگارنده را بر اين واداشت تا خانه‌اي به شيوه پيشينيان، با تاق‌هايي گنبدي بر بلنداي بام خانه‌اش بسازد (با درآميختن معماري نوين و کهن) و به ياد پيشينيان در زير سقف‌هايي که هميشه سر تکريم فرود مي‌آورند، آرامش يابد و جمله‌ها و واژه‌هاي برخاسته از دل ساده و بي‌آلايش کساني را که در گذر روزگاران به زيبايي راستي و درستي گفتار گوينده‌اش ماندگار و به صورت داستان و زبانزد درآمده‌اند گردآوري کند و به گونه‌اي که بتواند پژوهندگان را مرجعي باشد درآورده است.
کاري کارستان، همتي جانانه و عزمي جزم را مي‌خواست. در اوقات فراغت بويژه تابستان‌ها به دور از هياهوي کلاس درس و دانش‌آموز، نگارنده را در خود فرو مي‌برد بي‌آن که شب از روز و روز از شب باز شناسد.
اين نوشتن‌ها و وانوشتن‌هاي نفس‌گير جز به عشق ايران دوستي و علاقه به ميهن و زادگاه خود و نياکانش، دليجان نبوده و نيست. از آن جا که يورش زبان فارسي معيار ايراني بر گويش دليجاني و ديگر لهجه‌ها و گويش‌هاي شيرين اين مرز و بوم شتابي چشم‌گير و جانانه دارد و مي‌رود تا طومار اين گويش‌هاي ريشه دوانده در جاي‌جاي اين ميهن کهنسال و باستاني را درنوردد. نگارنده که نظاره‌گر نابودي شتاب‌زده اين گويش زيبا و ريشه‌دار است و به تعبير ناصرخسرو شاهد به يغما رفتن «اين قيمتي لفظ درّ دري» مي‌باشد، دست به کار شده و براي پاس‌داشت و نگاه داشتش هر چند در کتاب‌ها باشد وظيفه‌اي سنگين احساس مي‌کند تا شايد بدين وسيله بتواند در آينده گرهي از دشواري‌هاي زبان را بر اهل دانش و خرد بگشايد و موجبات آفرين و تحسين گوهرشناسان در گذشت روزگاران باشد.
دليجان - حسين صفري
تيرماه 1386
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط دلیجان20  |