
|
|
|
|
|
علامه سيد عبدالهادي دليجاني بن رفيع الدين حسين بن غياث الدين جمشيد بن مهدي ثاني حسيني دليجاني از فقيهاي برجسته و سترگ اماميه – رضوان الله تعالي عليهم – در سده 11 هـ است كه قدرت و منزلت و جايگاه فقهي و علمي و عرفاني وي ناشناخته مانده است چنان كه شرح احوال و آثار اين بزرگوار آن گونه كه بايسسته است ،از چشم و قلم تراجم نگاران دور مانده است . از جزئيات زندگي اين فقيه فرزانه ، در منابع و مصادر موجود آگاهي هاي افزون تر در دست نيست ، جز چند شرح حال مختصر كه به برخي از آنها اشاره خواهيم نمود . از تاريخ زادروز و درگذشت آن بزرگوار نيز اطلاع دقيقي در دست نيست ، آنچه مسلم است وي در اواخر سده 10 هـ زاده شده و ظاهرا چند سال پس از سال 1048 ق چشم از جهان فروبسته و احتمالا افزون بر (70) سال عمر كرده است ، آن مرحوم آن گونه كه در برگ پاياني جلد نخست كتاب هادي المضلين نسخه اصل به خط خودش آمده ، مدتي از سالهاي عمر خويش را در دليجان گذارنده است. آرامگاه آن عالم وارسته ظاهرا در شهرستان دليجان قرار دارد و در آن منطقه معروف به (قبرآقا) مي باشد هيچ يك از منابع موجود ، محل دفن ايشان را در جايي ديگر ذكر نكرده اند . اين شخصيت علمي و علامه مفضال داراي آثار و تاليفات چندي بوده است كه به نظر مي رسد ، برخي مفقود شده و يا در خمول كتابخانه ها و مجموعه هاي خصوصي ، تاكنون ناشناخته مانده است ، ليكن بر اساس فهارس و منابع منشر شده ، چند اثر علمي ارزنده از وي شناخته و معرفي شده اند : 1- هادي المضلين و مرشد المصلين = شرح الرساله النظاميه 2- الدر و المرجان في تفسير الايمان 3- رساله در باره توقيت ظهور امام زمان (عليه السلام ) برگرفته از كتاب سيد محمود مرعشي نجفي |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت توسط دلیجان20
|
|
||
|
|
|
|
|
درباره کتاب: کار ميداني براي دفتري که پيش رو داريد عمري بيست ساله را در پي داشت. برگهها، کتابها و يادداشتبرداريها پيرامون تهيهي اين دفتر عرصه را بر نگارنده تنگ ميکرد و آرامش خاطر را از خانواده ميگرفت. اين مهم نگارنده را بر اين واداشت تا خانهاي به شيوه پيشينيان، با تاقهايي گنبدي بر بلنداي بام خانهاش بسازد (با درآميختن معماري نوين و کهن) و به ياد پيشينيان در زير سقفهايي که هميشه سر تکريم فرود ميآورند، آرامش يابد و جملهها و واژههاي برخاسته از دل ساده و بيآلايش کساني را که در گذر روزگاران به زيبايي راستي و درستي گفتار گويندهاش ماندگار و به صورت داستان و زبانزد درآمدهاند گردآوري کند و به گونهاي که بتواند پژوهندگان را مرجعي باشد درآورده است. کاري کارستان، همتي جانانه و عزمي جزم را ميخواست. در اوقات فراغت بويژه تابستانها به دور از هياهوي کلاس درس و دانشآموز، نگارنده را در خود فرو ميبرد بيآن که شب از روز و روز از شب باز شناسد. اين نوشتنها و وانوشتنهاي نفسگير جز به عشق ايران دوستي و علاقه به ميهن و زادگاه خود و نياکانش، دليجان نبوده و نيست. از آن جا که يورش زبان فارسي معيار ايراني بر گويش دليجاني و ديگر لهجهها و گويشهاي شيرين اين مرز و بوم شتابي چشمگير و جانانه دارد و ميرود تا طومار اين گويشهاي ريشه دوانده در جايجاي اين ميهن کهنسال و باستاني را درنوردد. نگارنده که نظارهگر نابودي شتابزده اين گويش زيبا و ريشهدار است و به تعبير ناصرخسرو شاهد به يغما رفتن «اين قيمتي لفظ درّ دري» ميباشد، دست به کار شده و براي پاسداشت و نگاه داشتش هر چند در کتابها باشد وظيفهاي سنگين احساس ميکند تا شايد بدين وسيله بتواند در آينده گرهي از دشواريهاي زبان را بر اهل دانش و خرد بگشايد و موجبات آفرين و تحسين گوهرشناسان در گذشت روزگاران باشد. دليجان - حسين صفري تيرماه 1386 |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت توسط دلیجان20
|
|
||